با درود
جامعه مجازی "آپادانت" به عنوان نخستین جامعه مجازی ایرانیان با عنایت پروردگار شروع به فعالیت کرد.این جامعه مجازی در وب سایت "ستاد ساماندهی پایگاه های اینترتی ایران " ثبت شده است و با توجه به قوانین کشور و در راستای افزایش بهره وری و استفاده بهینه از اینترنت اقدام میکند.
امیدواریم با لطف الهی و نیز یاری همه دوستداران قدمی نو در پیشبرد فرهنگ ایرانی در زمینه اینترنتی داشته باشیم.
دست شما را برای یاری به گرمی میفشاریم.
موفق و پیروز باشید
مدیریت جامعه مجازی آپادانت
mohsen0123
|
پایم را روی مین گذاشتهام تکان بخورم مردهام باید همینجا که هستم بمانم تا آخر دنیا. درست وضعیت سرباز جنگی را دارم کنار تو و زیباییات. |
Pouya X
وقتی چشمـانم را روی هم می گذارم خواب مـرا نمی بـــرد تـــو را می آورد ! از میان فرسنگــــها فاصله . . . |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
خواستـــــــــــی دیگر نباشی ... آفرین چه با اراده !! لعنتـــــــــــــــــــــ ــــــ به دبستانی که تو از درسها یش فقط تصمیم کبری را آموختــــــــــــــــــــ ـــــــی |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
شاید تکراری باشد ولی گاهی ، بعضی چیزها ارزش هزاران بار تکرار را دارند تکرار می کنم ، تکرار می کنم : دوستت دارم... |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
چه ترسناک !!! |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
اوه اوه چه عشقولانه !! |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
اگر قصد ماندگاری ندارید ، یادگاری هم نگذارید ! لطفاً |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
گوشی را بردار
تا صدای این دلتنگی ها قطع شود...
خسته ام ازین صدای ممتد بغض و سکوت... |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
میگفتند: سختی ها نمک زندگــــــی است... امّا چرا کسی نفهمید "نمــــــک" برای من که خاطراتم زخمی است شور نیست... مزه "درد" میدهد...!! |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
ای کاش می شد♥...♥ که قلبـــــ بی رنگم را♥...♥ در کادویی هزار رنگـــــ♥...♥ به تو تقــــــدیم کنم♥...♥ تا که به چشمان خدا بین خویش♥...♥ می دیـــــــدی که ♥...♥ جز تو در آن وجود ندارد♥...♥ من سالهاستــــ.♥...♥ که زندگی ام را به قلبم سپرده ام♥...♥ وقلبـــــــــــم را.♥...♥ به تـــــــــــو♥...♥ ای قلبــــ گاه حیاتـــــ♥...♥ |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
اگر پیام خدارا خوب در یافت نکردید
به فرستنده ها دست نزنید ،
گیرنده ها را تنظیم کنید . . .
(دکتر سنگری ) |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |
Pouya X
نشستم پاى مشروب گفتند بخور بگو به سلامتى اونی که دوستش داری,
پیکو به لبم نزدیک کردم نخوردم,
ولى گفتم به سلامتى اون که ازش جون میگیرم.گفتند نخوردى؟؟!!
گفتم من سلامتى اونو تو پاکى میخوام,نه تو مستى!! |
| امضاء: |
روی دریچه قلبم نوشتم ورود ممنوع..! عشق آمد و گفت : من بی سوادم..! |